تبليغاتX
SinGle-PlaYeR FirsT PaGe | Email | Photo BloG | About | Archive | Link

دیشب که آمدی به خوابم کلی دستپاچه شدم
طعم همه ی مردهایی که بعد از تو وارد زندگیم شدند یکهو پرید تو گلویم
اما به هر حال مزه ی هیچکدام از خودت انی تر نبود
می بینید ؟
من توی زندگیم گه اضافی زیاد می خورم .

پ .ن : سینگل پیکــ+ـچرز متصل به سینگل پلـ+ـیر رسما افتتاح شد . البته باید روش بیشتر کار کنم .

+ Mon 18 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


وقتی به آرزوهایی که نداشتم فکر می کنم
و به حرف هایی که نزدم
احساس می کنم به شدت
در قبال تخیلاتم مسئولم !

+ Fri 15 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |



قبل از ورود جوهریت
سرنوشتم خوانا نوشته شده بود
...
وقتی خوشبختیم را خط می زدم
تو داشتی دستان جوهریت را به زندگیم می کشیدی ...

+ Mon 11 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


تو را توی فنجانم هم می زنم
می نوشمت
بی شیر ، بی شکر
من فقط خودت را هم می زنم
خود خودت را
دست آخر جادوگر فنجانم را بر عکس می گذارد کف دستش
برش می گرداند و خیره به ته مانده ات می گوید :
" هی دختر ...
دیگر جادویی نمانده
سیگاری روشن نخواهد شد
... "

+ Fri 8 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


پلی نبود
صدایم می زدی برمیگشتم
نزدی .

پ.ن 1 : یکی در غم فقدان عزیزیست و در ناباوری . برایش " صبر " بخواهیم .
پ.ن ۲ : اینجا در دست احداث است ...

+ Wed 6 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


" نفرت بر خلاف عشق هرگز زیر تیغ زمان نمی میرد ... "
جادوی اول همین بود .

+ Mon 4 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


دور شدی
خبر از حال ما نداری
همه چیز مرتب است
من هنوز
صد سال تنهایی می خوانم
و هنوز
همانقدر احمقم .

+ Fri 1 Aug 2008 by SinGle-PlaYeR |


"دخترک گربه ی همسایه را خیلی دوست داشت . یک شب که همه خواب بودند رفت خانه ی همسایه تا گربه را بیاورد پیش خودش و تا صبح عشقبازی کنند . دخترک وقتی دید با هر عشقی نمی شود عشقبازی کرد گربه ی بیچاره را کشت و انداخت توی صندوقچه ی مادربزرگ گوشه ی اتاق تا حداقل همیشه مال خودش باشد ... "

من هم تکه هایت را می گذارم توی کشوی دفترهایم ...

+ Wed 30 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


در چشم های مشکی مطلق من غرق نشو عشقم ؛
آنچه می بینی نمود خوشبختی نیست ،
دَرَک است .
در دَرَک غرق نشو لطفاْ .

+ Fri 25 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


همان موقع که گفت " بی پدر مادر پدر سگ " باید همه چیز را می فهمیدم .
انگار شانزده سال این جمله توی گلویش گیر کرده بود ...

+ خدا جون من احمق هنوز مثل همیشه قبولت دارم ؛ و حتی دوستت . شکر.

+ Thu 24 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR


ما هنوز هم "تـــا" ی دوستیمان از سر این دنیاست تا آن دنیا ؛
دوست دوستیم ؛
یعنی
"تا " همیشه .
فقط حیف که قرار ما بین دو دنیا بود ،
تو در دنیای سوم چه غلطی می کردی ؟
تکمیلی : شکلات

+ Tue 22 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


تلاش برای بیرون رفتنم از فکرت بیهوده بود عزیزم ؛
متاسفانه افراد کُلُفت ،
افکار کُلُفت دارند .

 

 

+ Sun 20 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


گاهی بهتر است خالی از حضور کهنه ؛
خیره به جلو ؛
به تو فکر نکرد .
پروانه ی من در تور پوسید ، تو هم بپوس ؛ عنکبوت همچنان سیر است !(+)

+ Fri 18 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


خیلی سعی کردم روز مَرد را بهت تبریک بگویم ؛
ولی ترسیدم هم زمان با این تبریک تو در حال ساختن بچه ی دیگری روی زنی که بهش می گویی " تنها عشق من " باشی و در عین حال در فکر آن یکی بچه ای که چند ماه پیش اقدام به تولیدش کرده بودی و شاید پسر بچه ی دو ماهه ای که حاصل تلاش نیم ساعته ات بود ؛ در آن خانه ی شمالی دوبلکس در خیابان بهار .

+ Wed 16 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


بر من خرده نگیر ،
 که چرا از عشق واهیمان نمی نویسم ؛
نیمه ی پُری وجود ندارد و تفاهم کافی نیست .
بیا قبول کنیم که هر مکملی جر چیزمـ ـان (!) بین ما
عدم است .

+ Mon 14 Jul 2008 by SinGle-PlaYeR |


       

L i nk s
The To0th Of A Dead Man | The Last Temptation | --نیلوفر-- | Date IN Marsh | خوابگردیهای یک فاحشه باکره | --لیلا-- | | گیس بُ ر ی دِ | | نفس می کشم هنوز... | يكـــ خودشيفتــ ه | :: His View :: | --نیاز-- | مردی که همیشه می خندید | من و خودم | عصیان در 12 شب | بن بست ابهام | ماهی ... | حباب | بانوی قدیس | --فرناز-- | فریماه | Bingala | ژولیان | λοωε ↔ Њατε | شبنم | باغ مخفي | افاضات | cRy | پیاده با خدا ... | ....با من از مرگ بگو.... | رقاصه | ویارهای پسری آبستن | J.O.Z.E.P.H | تمشك | کاش می شد به فالگیر ها هم رشوه داد | هنوز نیامده ام | گاهی که شب می شوم... | نقطه | شب های نیلوفری | سورملینا | کلاغ روی بوم |

A r c h i v e
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007

و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دست های سیمانی.